سه تا دانشجو بودیم توی دانشگاهی در یکی از شهرهای کوچک☺ قرار گذاشتیم همخونه بشیم. خونه های اجاره ای کم بودند و اغلب قیمتشون بالا . می خواستیم به دانشگاه نزدیک باشیم قیمتشم به بودجمون برسه.تا اینکه خونه ی پیر زنی را نشانمان دادند . نزدیک دانشگاه ،تمیزو از هر لحاظ عالی. فقط مونده بود اجاره بها!!! منبع : * ڪﻠﺒـــــﮧ ﯼ خنده *داستان
برچسب ها : نماز ,پیرزن ,خونه ,عالی ,مسجد ,کردیم ,نماز جماعت ,چراغو روشن ,است* *خداجو ,میرفتیم نماز ,پیرزنو همراهی